جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2027
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
از گزند گرما و سرما محفوظ بمانند . مسكنها نيز چيزهاى ثابت بىحركتى هستند ، پس زندگى مستقر مردم فرانسه ، سبب استقرار در زبان ايشان شده است . به همين علت در زبان فرانسه ، اصل همه مشتقات « اسم » و اصل همه تركيبات جمله اسميه است . دستور زبان فرانسه ، نتيجه حتمى اين اصول است و براى فهم آن بايد نخست به فراگرفتن اسم كه صورت لغوى قرار و ثبوت است ، پرداخت . بنابراين ، زبان حامل احساسات و انديشههاى روحى ، زمين ، اقتصاد و تاريخ ملتى است كه به آن سخن مىگويند . جامعه با زبان و زبان با جامعه ، آميخته شده است . زبان واحد ، افراد دور را به خاطر شباهتى كه در مسلك و انديشه و احساس دارند ، به يكديگر نزديك مىكند . همين شباهت ، پديدآورندهء دوستى و تفاهم مىشود . نتيجه اينكه زبان ، وسيله شناخت ملتى است كه به آن سخن مىگويند ، هنگامى كه دولت عثمانى بر سرزمين عرب حكومت مىكرد ، دريافت كه وحدت زبان در اين سرزمين ، در ميان مردم ، رابطه محكمى برقرار كرده است ؛ اين زبان ، اعراب را از لحاظ تاريخ و فكر و احساس و از همه قويتر از لحاظ ادبيات ، وحدت بخشيده است . از اين رو ، دولت عثمانى دريافت كه اگر « عربيت » با اين ويژگيها باقى بماند ، سرسختانه در برابر استعمار نبرد خواهد كرد . از اين رو كوشش مهم خود را در راه برانداختن « زبان عربى » به كار برد اما توفيق نيافت . عنصر سومى نيز در بستر معنوى جامعه وجود دارد كه از زمين بر مىآيد . همانگونه كه زمين ، نسبت به انسانى كه در جامعه زندگى مىكند ، يك عنصر مكانى محسوب مىگردد ، و با بسيارى از رنگهاى خود بر شخصيت اين انسان اثر مىگذارد و از رنگها و طبيعت خود ،